صفحه اصلي     |     شماره جاري |
 جستجو
شیرازه : نشريه الكترونيكي علوم كتابداري،آرشیو و  اطلاع رساني سال اول - شماره ی ششم / مهر و آبان 1387
نقش کتابخانه در توسعه فرهنگی

 

سیروس امیدی فر[1]

اصغر خمسه[2]   

مقدمه

جامعه انسانی در برگیرنده انسان ها و میراث بشری است. تعامل انسان ها فرهنگ را در محیط پدید می آورد که به طور مداوم تکامل می یابد. مطالعه تاریخ تکامل فرهنگی در گذشته نشان می دهد که به دنبال انقلاب صنعتی تغییرات عمده ای در کل ساختار نظام اجتماعی - فرهنگی جامعه بشری رخ داده است. جهان در چند قدمی انقلاب بزرگ دیگری به نام انقلاب اطلاع رسانی قرار دارد که تاثیر بنیادین آن بسیار بیشتر از انقلاب صنعتی بوده است.

انقلاب اطلاع رسانی را می توان برای بیان فرهنگ ها و اندیشه ها به کار گرفت. استفاده صحیح و مناسب از این فناوری ها سطح گفتگوی تمدن ها را در میان ملل مختلف ارتقا می بخشد و از میان برداشتن فواصل فیزیکی میان ملل و اقوام مختلف، امکان بیان و شناخت فرهنگ ها را هموار ساخته است. به کارگیری این فناوری ها در کتابخانه های امروزی شیوه های سنتی اشاعه اطلاعات فرهنگی را دچار تغییر و تحولات اساسی کرده و دستاوردهای نوینی را برای ارتقاي سطح تعاملات فرهنگی در سراسر جهان به ارمغان آورده است.

فرهنگ

مفهوم فرهنگ[3] نخستين بار توسط مردم شناس انگلیسی، سرادوارد بارنت تایلور[4] در سال 1871 به کار رفت. وی فرهنگ را مجموعه ای پیچیده می داند شامل: دانش ها، باورها، هنر، قوانین، اخلاق، آداب و رسوم و دیگر قابلیت ها و عادت هایی که انسان به عنوان عضو جامعه آنها را فرا می گیرد. پس از تایلور تعریف های فرهنگ گسترش یافت و به بیش از صد تعریف رسید.

فرهنگ به تعبیر گسترده آن عبارت است از نظام مشترکی از باورها، ارزش ها، رسم ها، رفتارها، و مصنوعاتی که اعضای یک جامعه در تطبیق با جهانشان و در رابطه با یکدیگربه کار می برند و از راه آموزش از نسلی به نسل دیگر انتقال می یابد.

در یک تعریف ساده از فرهنگ به عنوان "میراث ملی" یاد شده است. امروزه فرهنگ بر همه ابزارهایی که در اختیار افراد جامعه است و نيز به تمامی آداب و رسوم، معتقدات، علوم، هنرها و سازمان های اجتماعی که در یک جامعه وجود دارد، اطلاق می شود.

فرهنگ را می توان مظهر همه ارزش ها و وسایلی دانست که به کمک آن انسان ها به طور انفرادی یا دسته جمعی می کوشند تا جبر زندگی و محیط را با خواست های آزادی و خرد انسانی سازگار کنند و از آن راه زندگی و ارتباط خود را با جهان زیباتر و پویاتر سازند.

عناصر اساسی فرهنگ

فرهنگ شامل عناصر مادی و غیرمادی(معنوی) است.

الف) عوامل مادی شامل همه موضوعات و یا چیزهایی می شود که قابل دسترسی برای مردم یک جامعه است؛ مانند نوشتن، اسکناس، رایانه، تلفن، اجاق گاز، اتومبیل، کاغذ و ... . منابع همه اینها (گیاهان، درختان، معادن، یا مواد معدنی)، که می توان آنها را به شکل های مختلفی برای مقاصد گوناگونی چون: حمل و نقل انسان ها، حیوانات و کالاها، برای پختن غذا، برای محاسبه کردن و نظایر آن تبدیل کرد.

ب) فرهنگ غیر مادی شامل ابداعات غیر ملموس انسانی است (چیزهایی که نمی توان آنها را مستقیماً از طریق حواس شناخت). چهار نوع از این ابداعات که به طور قابل توجهی بر رفتارها تأثیر می گذارند عبارتند از: باورها، ارزش ها، هنجارها و نمادها.

ویژگی های فرهنگ

1.  فرهنگ مجموعه ای منتظم و کلیتی سازمان یافته است: یعنی بین اجزای فرهنگ ارتباطی مستقیم یا غیر مستقیم وجود دارد و هر جزء در بقای کل نقش ایفا می کند.

2.  فرهنگ افراد یک جامعه را قادر به پیش بینی رفتار یکدیگر می کند: افراد می توانند برحسب رفتار و گفتار خود، واکنش های دیگران را از پیش تشخیص دهند و بدانند که برای دریافت واکنش مطلوب چه رفتار و گفتاری باید داشته باشند.

3.  فرهنگ آموختنی است: فرهنگ غریزی نیست. به عبارت دیگر فرهنگ از عادات و تجربیاتی تشکیل می شود که افراد در طول حیات خویش می آموزند. فلسفه وجود تعلیم و تربیت در جامعه انسانی بر اساس همین ویژگی است.

4.  فرهنگ وسیله ای است برای کنترل اجتماعی: از آنجا که افراد، شیوه های رفتاری و الگوهای فرهنگی جامعه را از طریق آموزش، یاد می گیرند، فرهنگ وسیله ای است که رفتار و تمایلات و کردار آنان را یکنواخت می کند و از طریق مجازات هایی که اعمال می کند، باعث کنترل و ایجاد نظم در جامعه می گردد.

5.  فرهنگ پدیده ای پویا، انتقال پذیر و پایدار است: فرهنگ با انتقال تجربه ها و الگوها قالب های رفتاری را در ذهن افراد جامعه، حک می کند و زمانی که این قالب ها حک شد، آثار تجربه ها، عمیق و مداوم و پایدار می شوند. فرایند حک کردن از طریق «فرهنگ پذیری» انجام می شود. فرهنگ پذیری در مقیاس وسیع وقتی رخ می دهد که جامعه ای مورد تهاجم جامعه دیگر قرار گیرد، فاتحان می کوشند تا شیوه های زندگیشان را بر مغلوبان تحمیل کنند و مغلوبان نیز به نوبه خود، شروع می کنند به سازگاری با برخی اعمال فاتحان.

گونا گونی فرهنگ ها

فرهنگ هر جامعه منحصر به فرد و شامل ترکیبی از ارزش ها و هنجار هایی است که در جایی دیگر نمی توان یافت. دامنه گوناگونی فرهنگ ها چنان گسترده است که حتی درک و فهم شیوه زندگی وساخت روانی نیاکان ما هم در جامعه خودمان نسبتاً مشکل است.

در این جا به چند زمینه قابل توجه که گوناگونی فرهنگ ها در آن نمایان می گردد اشاره می کنیم:

زبان، ادراک حسی، رفتار هیجانی، بیان حالات و تغییر چهره، شیوه پرورش نوزادان و پایگاه اجتماعی کودک.

فرهنگ همچون پدیده ای اجتماعی، یک کلیت تاریخی است که دو جنبه شاخص دارد: اول، توسعه و استمرار آن در طول زمان با حفظ سنن فرهنگی و دوم، رابطه و نسبت تجزیه ناپذیر «تفکر»، «زبان» و«خط» می باشد.

فرهنگ و جامعه

فرهنگ راه و روش زندگی است که افراد یک جامعه همه با هم آن را فرا گرفته اند و در پیروی از آن سهیم و شریک هستند. پس جامعه یعنی مردم، و فرهنگ یعنی رفتار مردم.

تعادل فرهنگی

جس شرا روابط اجزای فرهنگ و تعادل فرهنگی رابه صورت یک مثلث و به شرح زیر بیان می کند . یک ضلع این مثلث اعتقادات یا نظریه ها است . این ضلع مجموع ساخت های نظری است که جامعه آنها را تکامل بخشیده و زاده تجربیات آن هستند و جامعه آنها را به اصرار نظام های فلسفی یا نظام های نظری و یا هر چیزی که انسانی را با انسانهای دیگر مرتبط می سازد و با تمامیت جهانی که در آن آدمی خود را باز می یابد و با آن باید توازن روحی و ارضای فکری خود را توسعه بخشد، موتلف ساخته است . اعتقاد که نتیجه آداب و رسوم است، فرم های رفتار را می سازد .

دومین ضلع مثلث تجهیزات مادی فرهنگ است . هر فرهنگی حتی فرهنگ های اولیه ابتدایی ابزاری دارند. در عصر سنگ انسان تبر سنگی داشت. امروزه نیز مکانیزم های پیچیده الکترونیکی داریم.

ضلع سوم مثلث سازمان ها یا نهادهای اجتماعی است . به بیان دیگر فرهنگ نظامی سازمان نیافته نیست. حتی در جوامع ابتدایی این فرهنگ کاملاً اختصاصی شده است.

هر سه جنبه فرهنگ باید در حد عالی و با توازن کم و بیش یکسان توسعه پیدا کند.

 

(شکل 1)

هنگامی که یکی از عناصر فرهنگ سریعتر از دیگر عناصر پیشرفت کند، هر نوع عدم تطبیق و ترتیبی می تواند نتیجه آن باشد. بیشتر مردم گمان می کنند که تجهیزات مادی و تکنولوژی، وسایل نظری و سازمانی ما را پشت سر گذاشته است. از نظر اجتماعی، ما به گونه ای سازمان نیافته ایم که استفاده کاملی از نظریه یا تکنولوژی بکنیم. از این رو به تعارض بی دلیل علوم و انسانیت معتقد شده ایم، که در حقیقت نه تنها تعارضی ندارند، بلکه هر دو اجزایی از یک کل هستند. نقص از ماست و عدم تعادل فرهنگی مان. جنبه های سه گانه فرهنگ باید به اتفاق توسعه یابند. البته آنها هرگز به یک سرعت پیشرفت نمی کنند و همیشه تفاوت چندی در سرعتشان وجود دارد. لیکن نباید بگذاریم این تفاوت فقط در یکی از سه جنبه توسعه یابد.

توسعه

مفهوم توسعه[5] یکی از پیچیده ترین مفاهیم بشری است. هنگامی که ما از جامعه توسعه یافته یا توسعه نیافته یاد می کنیم منظور واقعی ما از این ویژگی چیست؟ آیا توسعه یک روند است، یا اینکه تکامل و ترقی است؟ آیا رشد اقتصادی جامعه ای را می توان به مفهوم توسعه آن جامعه پذیرفت؟ آیا مدرنیزه شدن جامعه ای به معنای توسعه یافتگی است یا پذیرفتن فرهنگ غربی نشانه توسعه است؟

اگر چه در ابتدا توسعه را یک پدیده عینی اجتماعی- اقتصادی تعریف می کردند، ولی امری پیچیده، چند بعدی و کل نگرانه ای فراتر از توسعه صرف اقتصادی است و به سادگی نمی توان با شاخص های کمی نظیر درآمد سرانه، ازدیاد پس انداز و سرمایه گذاری، با انتقال تکنولوژی پیشرفته از جوامع مدرن به کشورهای جهان سوم اندازه گیری کرد. چرا که علاوه بر بهبود وضع اقتصادی و ترقی سطح تکنولوژی و ازدیاد ثروت ملی، بایستی تغییرات اساسی کیفی در ساخت اجتماعی، سیاسی و فرهنگی پدید آید. توسعه متوازن فقط با تلفیق و ادغام عوامل فرهنگی در استراتژی های طرح ممکن است. در نتیجه این استراتژی ها همیشه باید با توجه به زمینه های فرهنگی، اجتماعی و تاریخی هر جامعه تعیین گردند. یعنی هدف توسعه دیگر نمی تواند صرفاً اقتصادی و بالا بردن نرخ تولید ناخالص ملی و درآمد سرانه باشد، بلکه توسعه فرآیندی از تغییر و دگرگونی است که نه تنها در زمینه اقتصادی بلکه در زمینه سیستم اجتماعی، سازمان سیاسی و بالاخره ضوابطی که رفتارهای انسانی را در جامعه رهبری می کند، نیز اثر می گذارد به عبارتی دیگر"توسعه به معنای ارتقاء مستمر کل جامعه و نظام اجتماعی به سوی زندگی بهتر و یا انسانی تر است".

اجزای خاص این زندگی بهتر هر چه باشد، توسعه در کلیه جوامع باید حداقل دارای سه هدف زیر باشد:

الف) توسعه اقتصادی: توسعه اقتصادی عبارت است از رشد مداوم اقتصادی یک جامعه و بهبود وضعیت رفاهی افراد جامعه، که ناشی از دگرگونی و تحول در بنیان های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، علمی و فرهنگی جامعه است.

ب) توسعه سیاسی: توسعه سیاسی چنان دامنه دار است که «دموکراسی، هویت، نفوذ، توزیع، همبستگی، برابری، ثبات، مشروعیت، مشارکت، بسیج، نهادی کردن، قابلیت، عقلایی کردن، امنیت، رفاه، عدالت و آزادی» را دربردارد.

ج)توسعه فرهنگی: توسعه فرهنگی به معنای حفظ هویت فرهنگی است و مفهوم حفظ هویت فرهنگی نیز پرهیز از تحول فرهنگی بر اساس درس گرفتن از جوامع پیشرفته تر نمی باشد بلکه بایستی با حفظ هویت فرهنگی به آرمان های نوسازی نیز متمسک شد، چرا که این آرمان ها زمینه های توسعه را در جوامع سنتی فراهم می آورد.

توسعه پایدار

توسعه پایدار مفهومی است که در سال های اخیر به عنوان یک مساله جهانی به آن نگریسته شده است. امروزه اصطلاح توسعه پایدار به عنوان موضوع کنفرانس ها، موسسات پژوهشی و نهادهای بین المللی و به خصوص برنامه ریزان رشد و توسعه کشورها درآمده است و چنین به نظر می رسد که توسعه پایدار به صورت الگویی مناسب برای توسعه در دهه های اخیرو آتی ظاهر گشته است .

تعاریف متعددی از توسعه پایدار ارائه شده است برخی معتقدند توسعه پایدار توسعه ای است که نیازهای زمان حال را بدون اینکه توانایی های نسل آینده را در تامین نیازهایشان به مخاطره اندازد، فراهم کند. عده ای دیگر آن را مفهوم جدیدی ازرشد قلمداد کردند که عدالت و امکانات زندگی را برای تمامی جهانیان و نه برای تعداد اندکی از افراد برگزیده به ارمغان می آورد. در کل توسعه پایدار به عنوان یک فرایند لازمه بهبود و پیشرفت است، فرایندی که اساس بهبود وضعیت و از بین برنده کاستی های اجتماعی- فرهنگی جوامع است و نیروی محرکه پیشرفت متعادل، متناسب و هماهنگ اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی تمام کشورها می باشد.

ویژگی های توسعه پایدار

1.  توسعه پایدار یک فرایند محسوب می شود.

2.  توسعه پایدار مبنا و لازمه پیشرفت است(نیروی محرکه).

3.  توسعه پایدار توسعه ای متوازن است و متعادل وهماهنگ کننده جنبه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جامعه است.

4.  توسعه پایدار توسعه ای همه جانبه است و تامین کننده نیازهای حال و آینده بشر.

5.  توسعه پایدار توسعه ای بدون مخاطره است.

الزامات توسعه پایدار

1.  وجود یک نظام اقتصادی که بتواند برای تنش های ناشی از ناموزونی توسعه چاره اندیشی کند.

2.  وجود یک نظام سیاسی که با تامین امنیت برای شهروندان، آنها را در تصمیم گیری ها مشارکت دهد.

3.  وجود یک نظام تولیدی که محیط زیست را اساس توسعه بداند.

4.  وجود یک نظام بین المللی که الگوهای مناسب و پایدار را از تجارت فراهم نماید.

5.  وجود یک نظام مدیریتی قابل انعطاف .

6.  وجود یک نظام اطلاع رسانی کارآمد و گسترده در جامعه به منظور فراهم آوردن اطلاعات لازم برای هر یک از مقولات سیاسی، اقتصادی،تولیدی،فرهنگی وغیره.

نقش اطلاعات،اطلاع رسانی و کتابخانه ها در توسعه پایدار

جامعه ایران با وجود فرهنگ غنی ایرانی و اسلامی و تمدن چند هزار ساله از قابلیت کافی برای حرکت به سوی توسعه پایدار برخوردار است. در طراحی ایران آینده باید از تمامی امکانات ملی سود جست. فرایند توسعه پایدار عزم ملی و مشارکت تمامی نهادهای اجتماعی را طلب می کند. یکی از نهادهایی که به نظر می رسد نقش قابل ملاحظه ای در ایجاد توسعه پایدار داشته باشد کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی است.

می دانیم که اطلاعات در حال حاضر ابزار اقتدار و یکی از عناصر بنیادی توسعه است. بشر امروزی در تمامی عرصه های اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و علمی متکی به اطلاعات است. همه سطوح جامعه نیازمند اطلاعات هستند. هر نظامی که خواستار تحول و پویایی است ناگزیر است از اطلاعات بهره مند باشد به ویژه در حال حاضر که سرعت توسعه فزاینده گشته است، اطلاعات به عنوان نیروی بالقوه توسعه نقش برجسته تری در جامعه به عهده دارد.

بسیاری از کشورها بواسطه درک اهمّيّت ارزش اطلاعات و تاثیرگذاری آن بر جامعه، سرمایه گذاری قابل ملاحظه ای در امر اطلاع رسانی کرده اند. مثل مالزی. به یقین می توان گفت که همگان بر اصل فایده مندی اطلاعات متفق القولند. همه اذعان دارند اطلاعات نیروی تفکر و ابتکار و اساس توسعه کشورها به شمار می رود. دسترسی به دانش و اطلاعات و ارتباطات پیشرفته به عنوان یکی از مولفه ها و شاخص های رشد جوامع تلقی می شود.

توسعه فرهنگی

توسعه فرهنگی[6]  ترکیبی از دو واژه «توسعه» و« فرهنگی» است. هر دو واژه مفهوم خاص خود را دارند و در متون و نوشتارهای موجود، هر کس با رویکردهای متفاوت به آن پرداخته و در نتیجه تاکنون تعاریف متعددی برای آنها آمده است.

وقتی این واژه(توسعه) با واژه ای مثل «فرهنگ» همراه می شود، یافتن شاخص های مشخص برای آن با دیدگاه ها ونظرهای متعددی روبرو می گردد. چرا که با وجود تمام مشابهت هایی که در تعریف متخصصان حوزه های فرهنگی از فرهنگ وجود دارد، اتفاق نظر کاملی در جزییات تعریف فرهنگ وجود ندارد و نگرش های چند گانه ای به مسائل فرهنگی و در نتیجه توسعه فرهنگی موجود است.

همان طور که در تعریف فرهنگ بیان کردیم، فرهنگ عبارت است از هرآنچه در جامعه ای معین کسب می کنیم، می آموزیم و می توانیم انتقال دهیم.

بنابر تعاریف بیان شده توسعه فرهنگی عبارت است از رشد آگاهی ها، قابلیت ها و امکانات هر قوم در برآوردن نیازهای مادی و معنوی. بنا بر تعریف دیگر، توسعه فرهنگی عبارت است از نشای بذر فرهنگ بومی در تک تک افراد جامعه و تلاش در رشد وپرورش این بذر تا آنجا که امکانات خدادادی هر فرد میسر می سازد و علاوه بر آن فراهم آوردن شرایط تعامل مطلوب بین فرهنگ بومی و فرهنگ غیر بومی به منظور دستیابی به فرهنگی غنی تر و پربارتر که کیفیت مادی و معنوی زندگی رابا شدت بیشتر، پیش برد.

امروزه نقش زیربنایی فرهنگ در همه تحولات اجتماعی، اقتصادی، و سیاسی برای دولت ها تعریف شده است. از این رو در برنامه ریزی ها بخش ویژۀ فرهنگ در نظر گرفته می شود.

با توجه به حساسیت های فرهنگی برنامه ریزان نظام، همواره سعی بر این بوده است که نقش و اهمّيّت فرهنگ در همه قانون گذاری ها و برنامه ریزی ها در نظر گرفته شود.

توسعه فرهنگی جزئی از مفهوم توسعه است، اما این نکته را نیز نباید از نظر دور داشت که دستیابی به توسعه فرهنگی به مراتب دشوارتر از توسعه در دیگر بخش ها، نظیر توسعه اقتصادی و سیاسی است. توسعه فرهنگی از فرایندهایی است که هرگز نمی توان آن را به شکل سطحی و کوتاه مدت در جامعه مطرح کرد، زیرا این مقوله به زیرساخت های محکم و مداوم فکری نیاز دارد. در حقیقت توسعه فرهنگی زمانی در جامعه ای تحقق می یابد که ذهنیت افراد آن جامعه متحول شده و همگان به امکانات فرهنگی موجود در جامعه به شکل یکسان دسترسی داشته باشند.

توسعه فرهنگی را میتوان فراهم آوردن امکانات آفرینندگی فرهنگی و هنری بر پایه مشارکت تمامی افراد جامعه توصیف کرد که به فرد برای جستجوی خلاقیت کمک می کند. اندیشه توسعه فرهنگی و هنری در واقع دارای سه جهت اصلی است: یکی گسترش مفهوم توسعه اقتصادی، که تاکنون مفهوم محدودی بوده است به عبارت دیگر بعد از توسعه اقتصادی زیادی که سراسر دنیا پیدا شد به این نتیجه رسیدند که توسعه اقتصادی به تنهایی نمی تواند توسعه فرهنگی را تعیین کند. جهت دوم این است که در توسعه فرهنگی باید فرهنگ را تعمیم داد و امکان مشارکت خلاق تمام افراد جامعه را در فرهنگ سازی فراهم کرد. جهت سوم سیاست فرهنگی است. سیاست فرهنگی به این معنا نیست که دولت مستقیماً بر ارزش های فرهنگی اثر بگذارد، یا نقش داور را ایفا کند. بلکه به معنی برنامه ریزی و پیش بینی و فراهم کردن امکانات توسعه فرهنگی است.

پس هدف از رشد و توسعه فرهنگی در یک جامعه باید این باشد که افراد را برای مواجهه با دگرگونی سریع تکنولوژی و نظام اقتصادی آماده سازد، تا آنجا که انسان ها از توسعه مادی بهره مند شوند و نه اینکه از آن رنجور گردند و همچنین مفهوم کلی توسعه فرهنگی این است که افراد را برای بدست آوردن شخصیت و اصالت و فضیلت لازم جهت پذیرش کامل زندگانی یاری دهند.

ابراهام میلز چرخه و مدار فرهنگی- اجتماعی و نوزایی را به صورتی که در شکل زیر آمده است ترسیم می کند. اجزای این چرخه و چگونگی عملکرد آن به شرح زیر است.

الف)رسانه های گروهی (کتاب و مطبوعات- سینما و تئاتر- رادیو و تلویزیون) با تغذیه از حافظه فرهنگی اجتماعی و اطلاعات و اخبار رویدادهای اجتماعی وهماهنگ با مدیریت و تصمیم گیری حاکم بر جامعه فعالیت می کنند.آنها آنچه را که از حافظه فرهنگی اجتماعی جامعه دریافت می کنند ساده و قابل فهم می سازند و با شیوه های مختلف آنها را به پیام های فرهنگی مبدل کرده و پخش می کنند.

ب)این پیام های فرهنگی توسط گروه نخبگان مورد استفاده قرار می گیرد. آنان با استفاده از مصالح آن پیام ها، اندیشه ها واحساس های تازه ای خلق می کنند. رشد فرهنگی ناشی از افزایش ظرفیت نوآوری و آفرینندگی همه افراد جامعه است، ولی گروه نخبگان سهم بیشتری از افراد عادی دارند.

ج) گروه سرآمدان و نخبگان پس از خلق اندیشه های تازه برای نشر آنها از ابزارهای گفتگو و تبادل فکری خاص خود استفاده می کنند. این ابزارهای درون گروهی نظیر مجلات تخصصی و کتابهای علمی کم تیراژ در حوزه های کوچک روشنفکران نقد و ارزیابی می شود و بعد از گذشتن از این صافی در یک نوع حافظه جمعی بزرگ ضبط می شود. این حافظه جمعی چیست؟ کتابخانه ها، موزه ها، آرشیوها، بانک های اطلاعاتی و تمام مراکزی که اطلاعات فرهنگی و هنری در آنها نگهداری می شود.

د) رسانه های گروهی بار دیگر از منابع فوق یعنی کتابخانه ها، موزه ها، نمایشگاه ها و آرشیو ها و... برای تهیه برنامه ها و مطالب خود تغذیه می کنند و باردیگر این مطالب را به صورت پیام های فرهنگی به درون جامعه می فرستند.

آنچه در این چرخه اهمّيّت زیاد دارد، سرعت گردش آن است. هر چه گردش این چرخه زیادتر و سریعتر باشد آن فرهنگ پویا تر است. در جوامع صنعتی سرعت گردش این چرخه بسیار زیاد است. کتابخانه ها، بانک های اطلاعاتی وآرشیوها و وسایل ارتباط جمعی در حکم اتصالی هستند که جامعه کل یا محیط بزرگ را با محیط کوچک یا جامعه روشنفکران متصل می کنند و یکی از عوامل اصلی نوزایی و خلاقیت و در نتیجه عامل تحرک و پیش برنده توسعه فرهنگی است. در جوامع ایستا که عموماً غیر صنعتی هستند، سرعت گردش این چرخه بسیار ضعیف است و در نتیجه فرهنگ آن جامعه از پویایی بهره مند نبوده و سرعت پیشرفت علم و دانش و نوآوری آن نیزاندک است.

اصول توسعه فرهنگی

1.  در انجام این مهم آموزش و پرورش(به معنای وسیع آن) نقش بزرگی در سرعت بخشیدن به گردش چرخه فرهنگی و ایجاد تعادل فرهنگی بر عهده دارد.

 

2.  توسعه زمانی تحقق می یابد که علم به فرهنگ تبدیل شود. علوم و فنون در درجه نخست دستاورد فرهنگ خاصی هستند. فرهنگ، سرچشمه شناخت های علمی است، و دستاورد های علمی به نوبه خود بر فرهنگ تاثیر می گذارند و آن را متحول می کنند. شناخت علمی باید در خود کشور پدید آید، باید درون زا باشد و از فعالیت پژوهشی افراد بومی و متناسب با ارزش های فرهنگی جامعه ریشه گرفته باشد.

 

3.  هر چه سرعت چرخه فرهنگی بیشتر باشد، آن فرهنگ غنی تر می گردد. در این راه وسایل ارتباط جمعی از جمله کتاب و مطبوعات (که جزء لاینفک هر کتابخانه هستند) تقویت گردند.

 

4.  همپای تقویت صنعت نشر کتاب و مطبوعات لازم است که کتابخانه ها نیز تقویت گردند. مخصوصاً که کتابخانه های ایران از نظرگاه های مختلف در مضیقه هستند. از نظر نیروی انسانی متخصص و نیمه متخصص، روزآمد بودن مجمو عه ها، وضعیت قوانین، بنیه مالی و علی الخصوص بحث مدیریتی کتابخانه.

 

کتابخانه

 

تعریف کتابخانه

1.  ازنظر فیزیکی: مکانی است برای حفظ و نگهداری آثار مکتوب و غیر مکتوب که طی تاریخ تمدن بشری بوجود آمده است.

2.  از نظر کارکردی: نهادی است اجتماعی که سازوکار اصلی ذخیره سازی، حفاظت و اشاعه اطلاعات و دانش را فراهم می سازد.

 

سازمان جهانی استاندارد کتابخانه را اینگونه تعریف می کند: «بدون در نظر گرفتن عنوان هر مجموعه سازمان یافته ای از کتاب های چاپی و ادواری ها یا هر نوع مواد نوشتاری یا دیداری- شنیداری و خدمات کارکنانی به منظور ایجاد تمهیدات و تسهیلات برای استفاده از این مواد که برای رفع نیازهای اطلاعاتی، پژوهشی، آموزشی یا تفریحی استفاده کنندگان ضروری است».

با توجه به تعاریف قبلی به طور کلی؛ کتابخانه نهادی است اجتماعی برای ذخیره سازی، حفاظت و اشاعه پیشینه های مکتوب، دیداری- شنیداری و الکترونیکی و با استفاده از خدمات کارکنان آموزش دیده در خدمت تعلیم و تربیت و توسعه سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، علمی و فرهنگی است.

اهمّيّت کتابخانه

کتابخانه ها بوجود آمده اند تا در زمان های مختلف به نیازهای گوناگون بشر پاسخگو باشند و نوع، خصوصیات، اهداف و خدمات آن ها با توجه به نیازهای جوامعی که در خدمت آنها بوده اند، تعیین شده است. هرگاه شرایط و رشد کتابخانه ها در جامعه ای فراهم آمده آن جامعه مراتب ترقی را یکی پس از دیگری طی کرده و هر زمان که به هر دلیلی کتابخانه ها در کنج انزوا و بی مهری قرار گرفته اند، سیر قهقرایی جامعه هم آغاز گردیده است.

کتابخانه ها انواع مختلفی دارند و هر کدام از آنها برای رسیدن به هدفی خاص بوجود آمده اند، اما برای انواع کتابخانه ها می توان یک سلسله هدف کلی در نظر گرفت که عبارتند از:

1.  آموزش

2.  اطلاع رسانی

3.  فراهم آوردن امکانات پژوهش

4.  تعالی بخشیدن به روح و فکر

5.  ایجاد تفریح وتفنن

 

کتابخانه و نقش آن در توسعه

در عصر حاضر کتابخانه سهم بسزایی در توسعه اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جامعه داشته و نقش مهمی در حفظ و پیشرفت فرهنگ، آموزش رسمی و خود آموزی و غنی کردن اوقات فراغت ایفا کرده است. در سال های اخیر کتابخانه ها مواد خواندنی برای استفاده معلولان تدارک دیده اند و به اعضای محروم و روستاییان کشور یاری کرده اند تا جایگاه شایسته ای در جامعه بدست آورند.

کتابخانه با مبادله دانش سرو کار دارد و با تدارک اطلاعات آماده و بسته بندی شده از طریق ابزاری مشتری پسند به انتقال و مبادله دانش یاری رسانده است. کتابخانه در جامعه ای که دانش و وسایل ارتباطی آن در حال پیچیده شدن است باید نقش وسیعتری ایفا کند. نقش دیگر کتابخانه ارائه خدمات اطلاع رسانی است. کتابخانه های امروزی با بکارگیری تکنولوژی های پیشرفته قادر هستند وظیفه اطلاع رسانی و اشاعه اطلاعات را به بهترین و سریعترین نحو انجام دهند.

خلاصه کلام اینکه در سیاست گذاری و برنامه ریزی ملی ارتباط، توسعه و عمران، کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی را چه در بخش عمومی و چه در بخش خصوصی باید مد نظر داشت. کتابخانه ها از اندام های پیکر برنامه ریزی ملی هستند. رشد فردی اعضای جامعه در گرو آن است که به چه نحو از دستاوردهای جامعه بشری آگاه شوند و به عنوان افرادی آگاه چگونه در کار جامعه شرکت جویند.

نقش کتابخانه در توسعه فرهنگی

مقوله هایی که در بخش فرهنگ برنامه های توسعه همواره به آن پرداخته شده است، مقوله کتاب و کتابخانه است. گردآوری، ذخیره و اشاعه کتاب یا اطلاعات، در کتابخانه ها انجام می شود. هر کتابخانه بسته به وظایف و اهداف خود سعی در برآوردن نیازهای اطلاعاتی مخاطبان خود دارد. مهم ترین نهادی که در هر کشور موظف است به نیازهای فرهنگی و اطلاعاتی همۀ اقشار جامعه بدون در نظر گرفتن سن، جنس، مذهب، شغل، میزان تحصیلات، و دیگر خصوصیات و توانایی های فردی پاسخ دهد، کتابخانه است. حضور کتابخانه در جامعه یک مرجع فرهنگی برای انسان ها تلقی می شود. نقش این مرجع فرهنگی این است که با قرار دادن افکار، عقاید، و حاصل اندیشه های خلاق در کنار یکدیگر، وسیله ای برای ایجاد علاقه به مطالعه و تحقیق برای افراد جامعه پدید آورد. نقش کتابخانه ها را به عنوان یک نهاد فرهنگی در توسعه این بخش نمی توان نادیده گرفت. کتابخانه دروازه ای است به سوی دانش که شرایط اساسی را برای یادگیری مداوم، تصمیم گیری مستقل، و توسعه فرهنگی افراد و گروه های اجتماعی فراهم می آورد. علاوه بر این ها منابع موجود در کتابخانه باید انعکاس دهندۀ گونه های مختلف فرهنگ های ارائه شده در جامعه باشد و باید مواد خواندنی را به همان زبان هایی ارائه کند که در جوامع محلی به آنها تکلم می شود. از دیگرمقوله های مرتبط با فرهنگ هر جامعه آثار مکتوب به جا مانده از ادبیات و به عبارت دیگر فرهنگ مکتوب آن کشور است. در واقع ادبیات هر کشور یکی از ارزشمندترین میراث های فرهنگی آن کشور است که ترویج و اشاعه آن می تواند نقش موثرتری در ترویج فرهنگ کتابخوانی آن جامعه داشته باشد. این آثار و آثار دیگر در موضوعات مختلف در کتابخانه ها حفظ، سازماندهی و اشاعه می شوند. از دیر باز گفته اند که کتابخانه جزء مراکز فرهنگی است و دارای دو وجه فرهنگی و اطلاعاتی است. وظیفه اطلاع رسانی کتابخانه از طریق محلی که کلیه آثار مربوط به کتابخانه در آن وجود دارد، انجام می گیرد.

 مشارکت فناوری های اطلاع رسانی نوین در نقش کتابخانه ها در راستای پیشبرد اهداف فرهنگی

اطلاع رسانی نوین با استفاده بهینه ازفناوری های نوظهور اطلاعات و ارتباطات، به کتابخانه در پیشبرد توسعه فرهنگی کمک های شایانی نموده است که عبارتند از:

1.  گسترش دسترسی به اطلاعات

 

2.  سرعت دسترسی به اطلاعات

 

3.  دسترسی به اطلاعات روزآمد

 

4.  دسترسی به اطلاعات بیشتر

 

5.  دسترسی همزمان به شکل های مختلف اطلاعات

 

6.  سهولت تولید، ذخیره و بازیابی اطلاعات

 

7.  آموزش از راه دور

 

8.  اطلاع رسانی درباره اطلاع رسانی(شناساندن چهره واقعی علم اطلاع رسانی و کاربردهای آن به آحاد جامعه)

 

کتابخانه و نقش آن در بالا بردن عادت مطالعه

عادت به مطالعه در پیشبرد توسعه فرهنگی نقشی بسزا ایفا می کند. اینکه انسان چرا مطالعه می کند و به آنها نیاز دارد دلایل متعددی دارد که مهمترین آنها عبارتند از:

1. برای ادای فرائض دینی
2. پر کردن اوقات فراغت
3. دستیابی به اطلاعات روزآمد
4. توسعه مهارت های حرفه ای
5. برای اصلاح نیازهای خویشتن
6. برای ارضای نیازهای ذهنی و روحی.

هر فرد در طول حیات خویش متاثر از محیط اطراف است که همانا جامعه و فرهنگ از آن جمله است و اینها به عادت و رفتارهای او شکل بخشیده و شخصیت وی را می سازد. تقریباً در تمامی جوامع عوامل متعددی درعادت مطالعه موثرند که مهمترین آنها عبارتند از:

1) کتابخانه 2) جامعه 3) تحصیلات و سطح آگاهی 4) رسانه ها اعم از مکتوب و دیداری- شنیداری 5) تاثیر نظام های حکومتی.

همانطور که از گروه بندی بالا معلوم می شود، کتابخانه می تواند نقش اساسی در توسعه عادت به مطالعه داشته باشد. زیرا همچون پناهگاه امن اجتماعی، در محیطی سالم، محتوای منابع و اطلاعات مورد نیاز را به صورت نظام مند در اختیار جامعه قرار داده و با الگوسازی، عادت مطالعه را در سطح جامعه توسعه می دهد. توسعه کمی و کیفی کتابخانه ها، بویژه کتابخانه هایی که در سطح گسترده ای با جامعه در ارتباطند در توسعه عادت به مطالعه نقش بسزایی ایفا می کند.

کتابخانه های عمومی

کتابخانه های عمومی با توجه به اهداف و رسالت هایی که برای آنها معین شده است، می توانند نقش عمده ای در تحقق اهداف فرهنگی برنامه های توسعه ای ایفا کنند. البته با توجه به کارآیی و رسالتی که برای کتابخانه های عمومی متصور است، هنوز به جایگاه درخوری در برنامه های ایران نرسیده اند.

کتابخانه های عمومی را از مظاهر دموکراسی در دنیای جدید دانسته اند. چرا که در حقیقت پایه های دموکراسی بر آزادی بیان و اندیشه نهاده شده است، و کتابخانه های عمومی نهادی است که با کمک به رشد و شکوفایی اندیشه افراد جامعه به آنها کمک می کند تا با دانش و احاطه بیشتری عقاید خود را ابراز کنند. کتابخانه عمومی این فرصت را برای همه افراد جامعه فراهم می کند که به شکلی فعال در امور فرهنگی و اجتماعی جامعه خود دخالت داشته و در فرایندهای فرهنگی جامعه نقش مؤثری ایفا کنند. همانطور که در آخرین رهنمودهای ایفلا برای کتابخانه های عمومی آمده است: نقش مهم کتابخانه عمومی ایجاد تمرکز بر رشد فرهنگی و هنری در جامعه است. در بیانیه یونسکو نیز از کتابخانه های عمومی به عنوان بزرگراهی برای رشد فرهنگی افراد و گروه های اجتماعی نام برده شده و از رسالت های مهم کتابخانه های عمومی ارتقای آگاهی افراد از میراث فرهنگی و نیز حمایت از گفتگوهای فرهنگی و تنوع فرهنگی ذکر شده است.

از دیگر اهداف کتابخانه های عمومی حمایت از سوادآموزی بزرگسالان می باشد. چرا که سوادآموزی کلید دستیابی به تحصیلات، دانش، و نیز استفاده از کتابخانه ها و خدمات اطلاعاتی است.

کتابخانه  ملی

کتابخانه ملی هر کشوری در واقع کتابخانه مادر آن کشور محسوب می شوند و نشان دهنده غنای فکری و معنوی هر قوم و ملتی است. به همین دلیل ارزشمندترین، معتبرترین و جامعترین مواد کتابخانه ای را در اختیار دارد که بدین وسیله می تواند در بالا بردن سطح فرهنگ عمومی جامعه سهیم باشد. زیرا که هدف اولیه این کتابخانه گردآوری و حفظ کلیه آثار فکری یک ملت از خود آن کشور یا از کشورهای دیگر که به صورت مکتوب، دیداری- شنیداری و ... در گذشته و حال منتشر می شوند.

کتابخانه دانشگاهی

اهداف کتابخانه های دانشگاهی مانند سازمان مادر آن یعنی دانشگاه است که اکثر آنها در راستای آموزشی- فرهنگی می باشند و عبارتند از:

1.  کمک به برنامه های آموزشی- پژوهشی دانشگاه.

 

2.  کمک به برنامه ریزی های فرهنگی دانشگاه.

 

3.  کمک به برنامه های آموزشی در کلیه رشته هایی که در دانشگاه تدریس می شوند.

 

کتابخانه آموزشگاهی

مهمترین هدف کتابخانه های آموزشی باید تلاش برای برنامه ریزی در راستای توسعه آموزشی و پژوهشی دانش آموزان به عنوان نخستين گروه فرهنگی جامعه باشد. بنابراین عمده فعالیت کتابخانه های آموزشی در دسترس قرار دادن منابع اطلاعاتی در موضوعات گوناگون و کمک به آنها در برنامه های درسی شان و پیشبرد آنها است.

کتابخانه های روستایی و کتابخانه های مساجد

از آنجا که بیشتر سوادآموزان از گروه های اجتماعی پایین روستائیان هستند، لازم است تا کتابخانه ها در این زمینه بیشتر فعالیت کنند. زیرا سوادآموزان معمولاً از نظر مالی دچار تنگناهایی هستند. در واقع کتابخانه های عمومی، روستایی و مساجد می توانند با ارائه خدمات ویژه به این گروه آنها را به طور دائم و مستمر از نظر خواندن و توسعه مهارت های مورد نیاز یاری کنند. پس باید با همکاری کارشناسان موسسات سوادآموزی و کتابخانه های عمومی، روستایی و مساجد، مواد و منابع مورد نیاز تهیه و بنحو مطلوبی در اختیار سوادآموزان گذاشته شود. لازم به ذکر است که تهیه منابع مورد نیاز برای این قشر از جامعه به دقت فراوانی نیاز دارد. زیرا باید مطالب ساده و جذاب طراحی شود و در بعضی از موارد برای نوسوادان کاربرد حرفه ای و شغلی نیز داشته باشد. مثلاً کشاورزان نوسواد می توانند از مطالب ساده ای که برای کشت انواع محصولات مفید است استفاده کنند.

آسیب شناسی فرهنگی و نقش کتابخانه

رواج فناوری های جدید می تواند اثرات مخربی بر فرهنگ جوامع داشته باشد و کارایی ابزارهای فرهنگی موجود را در معرض تهدید جدی قرار داده است. افزایش تحمیل های فرهنگ در جامعه با استفاده از رسانه های ماهواره ای، اینترنت و از این قبیل جایگزین کردن اخلاقیات و الگوهای خاص مغایر دین و سنن اجتماعی جامعه ایرانی در ذهن مردم، به ویژه جوانان مانند دین ستیزی و اخلاق مصرفی که موجب پرداخت تاوان های اجتماعی بزرگی چون عدم تعادل، افزایش بزهکاری و جرم و جنایت و مافیا، مواد مخدر و امثال آن می شود.

در آسیب شناسی فرهنگی به پدیده «بحران هویت» برخورد می کنیم؛ و آن هنگامی است که بین اجزای مختلف فرهنگ، ناهماهنگی غیر منطقی رخ دهد و جامعه نسبت به هنجارها، ارزش ها، اعتقادات و بطور کلی میراث فرهنگی خود حساس شود یا دچار تعارض گردد. وقتی به هر دلیل، هماهنگی بین قسمتهای مختلف جامعه از بین رود و مرزها معلوم نباشد، جامعه دچار گسستگی در باورها می گردد و به جای پاس داشتن میراث فرهنگی و حرمت نهادن به آن به جنگ و تعارض به آنها بپردازد، بحران فرهنگی رخ می نمایاند.

مسائلی که باعث بوجود آمدن چنین بحرانی در فرهنگ یک جامعه می گردند به شرح زیر می باشند:
1.  تعارضات قومی

 

2.  سنت و تجدد (تأخر فرهنگی)

 

3.  آنومی(بی هنجاری و بی قانونی مخصوصاً در بین نسل جوان جامعه)

 

4.  پدیده جهانی شدن

 

بیهوده نیست که همه آنهایی که خواستند کشوری را استیلا نموده، مردمانش را به غلام حلقه به گوش خود تبدیل کنند، ابتدا شهر های آنها را ازبین می بردند و سپس در راستای انقطاع آنان با فرهنگ گذشته شان معمولاً از آتش زدن کتابخانه ها آغاز می کردند. مثل قصه حزن انگیز سوختن تخت جمشید و کتابخانه استخر به فرمان وحشیانه اسکندرمقدونی.

اطلاعات دیجیتال، توسعه شبکه های اطلاع رسانی و تحول ایجاد شده توسط تکنولوژی در کتابخانه ها، بر جامعه اطلاعاتی تاًثیر شگرفی گذاشته است. اینترنت فناوری هایی است که امروزه بسیاری از افراد در سراسر جهان از آن استفاده می کنند، بنابراین می توان آن را برای بیان فرهنگ ها و اندیشه ها به کار گرفت. استفاده صحیح از این فناوری سطح گفتگوی تمدن ها را در میان ملل مختلف ارتقاء می بخشد. شبکه جهانی وب، پست الکترونیک، گروه های مباحثه و خبری، گفتگوهای تخصصی فهرست های پستی از جمله خدمات اینترنت به شمار می آیند که با از میان برداشن فواصل فیزیکی میان ملل و اقوام مختلف، امکان بیان و شناخت فرهنگ ها را هموار ساخته است.

فن آوری اینترنت، شیوه های سنتی اشاعه اطلاعات فرهنگی را در کتابخانه ها دچار تغییر و تحول اساسی کرده و دستاوردهای نوینی رابرای ارتقای سطح تعاملات اجتماعی و فرهنگی در سراسر جهان به ارمغان آورده است.

اگر کتابخانه ها و موزه ها را یکی از مهمترین و حیا تی ترین منابع فرهنگی هر کشور به شمار آوریم که از طریق آنها می توان به طیف وسیعی از اطلاعات درباره فرهنگ ملل و اقوام مختلف دسترسی پیدا کرد، طرح ایجاد کتابخانه های دیجیتال و موزه های مجازی ارزش واقعی خود را خواهند یافت. بنابراین مسولان کتابخانه ها، آرشیو ها و موزه ها نیز باید نقش فعالی در شناسایی، گرداوری، سازماندهی، و اشاعه اطلاعات فرهنگی از طریق اینترنت و فناوری های نوظهور بخصوص کتابخانه های دیجیتال ایجاد کنند.

کلام آخر

در شرایط خاص حال حاضر از یک سو نیاز به صنعتی شدن جامعه و نو سازی کشور از اهمّيّت خاصی برخوردار است و صنعتی شدن و نوسازی منجر به شکوفایی اقتصادی و توسعه صنعتی- اقتصادی کشور خواهد گردید. ورود صنعت غربی، نصب و راه اندازی آن، طبیعتاً، فرهنگ آن را نیز به همراه خواهد داشت: فرهنگ انسان سیبرنتیک. فرهنگ وارداتی با فرهنگ سنتی کشورمان رودررو قرار خواهد گرفت و لازم است در حفظ میراث و فرهنگ ملی کوشا باشیم و از به فکر آن باشیم. البته حفظ میراث و ارزشهای فرهنگ ملی به معنی مومیایی کردن آن نیست، بلکه باید در پیشبرد و بازآفرینی آن کوشا بود. دفاع از فرهنگ ملی نباید به معنی کهنه پرستی و نفی فرهنگ جهانی باشد. حفظ فرهنگ در این جا یعنی زنده نگهداشتن و باز آفرینی میراث و ارزشهای اصیل گذشته. در تبادل فرهنگی نباید یک فرهنگ را فدای فرهنگ دیگری کرد، بلکه باید تعادل پویا بین فرهنگ ها ایجاد کرد.

در حفظ و صیانت فرهنگ ملی وسایل ارتباط جمعی نقشی بسیار مهم و ارزنده دارند و نقش کتاب و کتابخانه از اهمّيّت ویژه ای برخوردار است. اگر چه از نظر وسعت به تلویزیون نمی رسد اما تاثیر تلویزیون نسبت به کتاب و کتابخانه سطحی و ناقص است و بیشتر می تواند فرهنگ توده را بیآفریند، در حالی که کتاب عصاره اندیشه انسان ها و نتیجه پژوهش و تفکرخاصی است که از چندین صافی گذشته است. کتابخانه سازنده و توسعه دهنده فرهنگ نخبگان است و از این رو نقشی اساسی و چشمگیر در پویایی فرهنگی و جاودان شدن اندیشه ها دارد. در تاریخ بشر جامعه ای که به کتاب و کتابخانه اهمّيّت می داد و در رشد گسترش آن برنامه ریزی و سرمایه گذاری می کرد، به تفکر، پژوهش و تحقیق بها می دهد، فرهنگی پویا و زنده دارد. عکس این قضیه نیز صحت دارد.

پیشنهادها و راهکارهای عملی

کتابخانه های ساده و فاقد فناوری های کارا در دنیای جدید نمی توانند نقش فرهنگی ایفا کنند. نادیده گرفتن تحولات در تکنولوژی ارتباطات و عدم بکارگیری آنها در انتقال پیامها و محتوای فرهنگی و هنری مطلوب، ما را در عرصه فرهنگ در حالت انفعالی قرار خواهد داد و شرایط را برای نفوذ پیام ها و محتواهای فرهنگی خارجی آماده می سازد.

از دیگر اقدامات مفید، بسترسازی برای سرمایه گذاری در زمینه فناوری های جدید و ارتقای سطح بهره گیری از سیستم های پیشرفته رسانه ای در امر ساخت، انتقال نصب، بهره برداری، جمع آوری، پردازش و انتشار اخبار، و دیگر فعالیت های مربوط به وسایل ارتباط جمعی به منظور افزایش توانایی و تجهیز بخش می باشد.

ضروری است که درتقویت مالی کتابخانه ملی، گسترش و تقویت دانشکده های کتابداری، آموزش ضمن خدمت و کوتاه مدت کتابداران، اعطای بورس های تحصیلی به کتابداران شاغل، سازماندهی و تقویت کتابخانه های عمومی و مدارس، تقویت کتابخانه های تخصصی و مراکز اسناد اقدامات هما هنگ و اساسی انجام گیرد. همچنین لازم و ضروری است که با تدوین و تصویب قوانین از حقوق مولفان و مترجمان داخلی حمایت گردد. زیرا پدید آورندگان آثارهنری و علمی و فرهنگی و کتابداران در رویارویی فرهنگ وارداتی صنعتی و به کار گرفتن آن همراه با حفظ و حراست فرهنگ سنتی نقشی به سزا خواهند داشت. آینده بدون الهام از فرهنگ گذشته و بدون برخورداری ازمبانی فرهنگی، شکوفا و رشد یابنده نخواهد بود.

در ایران توجه به امور فرهنگی چند سالی است که توجه مسئولان را جلب کرده است. یکی از عوامل رشد و توسعه فرهنگی، کتابخانه ها هستند. به نظر می رسد که در برنامه ریزی های دولت، کتابخانه ها باید جایگاه درخوری داشته باشند، زیرا این دو عامل رابطه ای دو طرفه دارند. بدین معنا که از طرف کتابخانه ها به حمایت همه جانبه دولت نیازمندند تا بتوانند به وظایف خود عمل کنند، و از سوی دیگر هر چه این نهاد موفق تر و مستحکم تر در جامعه گام های موثرتری برداشته خواهد شد.

در نهایت باید گفت جمهوری اسلامی ایران، منابع با ارزش فرهنگی و اسلامی دارد که با در دسترس گذاشتن آنها از طریق اینترنت و کتابخانه های دیجیتال می توان طیف وسیعی از مخاطبان را در داخل و خارج از کشوراز محتوای آنها آگاه ساخت و توسعه فرهنگی را به معنای واقعی تحقق بخشید.

کتابخانه ها در کشورهای در حال توسعه باید به گردآوری و تولید اطلاعات فرهنگی بپردازند و آنها را در قالب دیجیتال در دسترس قرار دهند و نباید اجازه بدهند که جامعه صرفاً مصرف کننده اطلاعات باشد. یا به عبارت دیگر پیشبرد توسعه فرهنگی قبل از هر چیز به دسترس پذیری مطلوب اطلاعات برای تمام اقشار جامعه بستگی دارد. جامعه بدور از اطلاعات، پتانسیل حرکت و پویایی را در هیچ بخش خود ندارد. فراهم آوری و اشاعه اطلاعات مطابق با نیازهای جامعه تنها با کمک ابزار و روش های نوین اطلاع رسانی در کتابخانه ها میسر است.

تحولات پیشنهادی برای کتابخانه ها در راستای پیشبرد توسعه فرهنگی جامعه اطلاعاتی عصر حاضر

1.  ایجاد فرهنگ سازمانی در ارائه خدمات اطلاع رسانی

2.  نقش مدیریت کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی (سازماندهی- نظارت و ارزیابی- تصمیم گیری مناسب)

3.  استراتژی های بلند مدت؛ عاملی در جهت بهبود بهره وری

4.  کاربردی کردن خدمات اطلاع رسانی کتابخانه ها(عامل اساسی)

5.  قوانین و مقررات

6.  ایجاد کانون های تفکر بویژه تاسیس انجمن های کتابداری و اطلاع رسانی

منابع و مآخذ

1.  تورسون،اکبر."کتاب در قرینه تمدن". فصلنامه کتاب؛دوره اول،ش.اول،دوم،سوم و چهارم،تابستان،پاییز و زمستان1369.

2.  داداش زاده،صفر. "نقش کتابخانه ها در توسعه فرهنگ" تهران: نمایشگاه بین المللی کتاب تهران، 1383.

3.  رنجبر،محمود. "مردم شناسی با تاکید بر فرهنگ مردم ایران". تهران: انتشارات دانش آفرین، 1380.

4.  روکزبرو،یان."جامعه شناسی توسعه".ترجمه مصطفی ازکیا.تهران:نشر توسعه،1370.

5.   ریاحی، محمد اسماعیل. "بررسی جامعه شناختی رابطه متقابل کتابخانه و جامعه". نشریه کتابداری؛ سال سی و چهارم، دفتر سی و چهارم،1379.

6.  سالاری، محمود. ”نقش خدمات کتابخانه ها در توسعه پایدار".کتابداری و اطلاع رسانی.ج.5؛ش.1،1381.

7.   ستاد برگزاری هشتمین نمایشگاه بین المللی اطلاع رسانی و فرهنگ: پژوهشگاه فرهنگ  "نقش اطلاع رسانی در توسعه فرهنگی(مجموعه مقالات)". تهران: خانه کتاب، 1380.

8. شبلی،خالد."مدیریت تحقیق و توسعه".تهران:سازمان مدیریت صنعتی،1375.

9.   صافی،قاسم."تاثیر کتابخانه های عمومی در گسترش فرهنگ مطالعه". نشریه کتابداری؛ سال سی و چهارم، دفتر سی و چهارم،1379.

10.  صافی،قاسم."راهنمای گرایش و افزایش میزان مطالعه در کتابخانه های عمومی". نشریه کتابداری؛ سال سی و چهارم، دفتر سی و پنجم،1379.

11. عریان،سعید."کتاب و کتابت در ایران باستان". فصلنامه کتاب؛ دوره اول،ش.اول،دوم،سوم و چهارم،تابستان،پاییز و زمستان1369.

12.    فاجرلیند،اینجمار." تعلیم و تربیت و توسعه ملی".ترجمه مهدی سجادی.قم:انتشارات تربیت،1370.

13.  مرادی، نور الله."نقش کتاب در توسعه فرهنگی". فصلنامه کتاب؛دوره اول؛ش.اول،1369.

14.  مزینانی،علی. "کتابخانه و کتابداری".تهران:سمت،1383.

15. مکتبی فرد، لیلا. "نقش کتابخانه های عمومی در تحقق اهداف فرهنگی برنامه های توسعه ای ایران1368-1383"فصلنامه کتاب؛دوره هفدهم،ش.دوم،تابستان1385.

16. منصوری، جواد. "فرهنگ استقلال". تهران: دفتر مطالعات سیاسی وابسته به وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، 1370.

17.  نجاتی حسینی،محمود."اطلاع رسانی و فرهنگ". تهران: خانه کتاب، 1379.


 

[1] - دانشجوي كارشناسي ارشد كتابداري و اطلاع رساني دانشگاه علامه طباطبايي

[2] - دانشجوي كارشناسي ارشد كتابداري و اطلاع رساني دانشگاه علامه طباطبايي

[3]Culture

[4]Sir Edward Barnet Taylor

[5]Development

[6]Cultural development



هرگونه برداشت با ذکر مأخذ مجاز است. نظرات نویسندگان لزوما" نظر شیرازه نیست.