صفحه اصلي     |     شماره جاري |
 جستجو
شیرازه : نشريه الكترونيكي علوم كتابداري،آرشیو و  اطلاع رساني سال اول - شماره ی ششم / مهر و آبان 1387
شیرازه باید هویت مستقل داشته باشد

 

دکتر عباس حری

 

گفتگو از سید جلال حیدری نژاد

 
مقدمه
گروه کتابداری و اطلاع رسانی در دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران جایی است که بیشتر گره ها باز می­شود.قرار گفتگوی من با دکتر عباس حری به سادگی برقرار می­شود.یک تلفن و نه بیشتر.یاد محترمان دیگری می افتم که کوچکترین پرسش از آنان بسته به چندین تلفن و ایمیل و توضیح و تفسیر دارد!و شاید که همین باشد ،تفاوت شخصی که همواره حرفی نو دارد برای گفتن و آنکه ندارد. سر ساعت مقرر در دفتر دکتر نشسته ام به گمانم فرصت برای یک گفتگوی مفصل مهیا ست،اما گرفتاری ها دکتر سبب می­شود تا بسیاری از پرسش های دیگر که در ذهن داشتم بماند برای بعد و تنها به اندکی از آنان بسنده کنم.
آنچه در زیر می­خوانید گفتگویی کوتاه با استاد عباس حری ست پیرامون نشریات در حوزه کتابداری و اطلاع رسانی و آنچه پیرامون آنها می­گذرد و خدمتی که از دست آنها بر می آید.
 

- ما در آستانه يك ساله شدن نشرية الكترونيكي شيرازه هستيم كه سعي دارد به مباحث دو حوزة كتابداري و آرشيو بپردازد به عنوان اولين سؤال آيا شما نشريه‌اي ديگري سراغ داريد كه به اين دو حوزه به‌صورت توأمان بپردازد؟

* در ايران اساساً نشرية الكترونيكي يك پديده جديد و نوپاست و در رشته ما نيز حتي آناني كه توسط سازمان‌هاي ديگر توليد مي‌شوند هنوز مراحل اوليه را مي‌گذرانند اما اين سؤال كه نشريه‌اي كتابداري و آرشيو را با هم پوشش دهد خب طبعاً اينگونه نيست و آن هم به دليل آنست كه اين دو به دلايل ماهيت متفاوتي كه دارند در نشريات متفاوت مي‌آيند اما اينكه سازمان اسناد و كتابخانة ملي اين كار را انجام داده به دليل ساختار سازماني‌ست كه دارد.

- آقاي دكتر شيرازه سعي كرده است تنها به اخبار سازماني نپردازد و مسائل حوزة كتابداري و آرشيو را تا آنجا كه مي‌تواند پوشش دهد اما به هر حال حرف شما درست است و شيرازه يك نشريه نوپاست. به نظر شما الكترونيكي شدن نشريات چه تهديدها و فرصت‌هايي در پي دارد؟
* من فكر مي‌كنم اول بايد سياست كار اين نشريه مشخص شود و معلوم شود كه اين نشريه قرار است خبرنامه شود يا يك نشريه علمي. خب تعريف اين سياست از ابتدا مسير را مشخص مي‌كند. اگر قرار باشد خبرنامه باشد در آن صورت آمدن دو حوزة كتابداري و آرشيو در كنار هيچ آسيبي ندارد اما اگر جنبة علمي بخواهد پيدا كند بايد جور ديگر به آن نگاه كرد. متأسفانه مجلات ما هويت خود را كم‌تر مشخص مي‌كنند و اين خيلي بد است. الان نشريات در دنيا به سمتي مي‌روند كه هر كدام يك حوزه را به خود اختصاص دهند و البته كار سختي است چون براي دريافت مطالب تخصصي و علمي ما نياز به نيروي متخصص بيشتر داريم براي اينكه بنويسند و يكديگر را نقد كنند، ولي خب نگارش‌ها نيز غيرتخصصي‌‌ست و بنده نوعي شايد در هر زمينه بنويسم كه اين يكي از اشكالات ماست. در حال حاضر اگر قرار است سياستي تعريف شود در شيرازه اين سياست بايد از همين حالا مشخص شود كه ما بدانيم جاي كدام حرف در شيرازه است و شيرازه آنقدر بايد هويت مستقل داشته باشد كه اگر مطلبي در آن منتشر شد همه بدانند كه جاي مطلب حتماً در شيرازه بوده است. و اين مساله‌اي است كه رشتة ما در نشريات بايد به اين سمت بروند و چه خوب است كه شيرازه پايه‌گذار چنين كاري شود. البته اگر قرار باشد به سمت مجلات علمي – تخصصي برود.

- ما در حوزة كتابداري نشريات تخصصي تا اندازه‌اي داريم، زياد نيستند اما بالاخره هستند و اين نشريات بالاترين بخش جامعه كتابداري ايران يعني"سر" و جايي كه متخصصان و اساتيد حضور دارند را مخاطب قرار داده است و ما در شيرازه از روز اول فكر كرديم كه "بدنة" كتابداري ايران نيز نياز به يك نشريه دارند و شايد آنها نيز علاقه به مباحث تخصصي داشته باشند ولي براي مثال سراغي از نشريات تخصصي نگيرند و بدين ترتيب شايد شيرازه و نمونه‌هاي مشابه آن بتوانند اين ارتباط را برقرار كنند. به نظر شما آيا «بدنه» كتابداران ايران نياز به رسانه دارد؟

* براي اينكه مجدد تفكيك كنم خبرنامه و نشريات علمي را بايد بگويم كه در كميسيون نشريات عملي انجام داده است، ما 2 نوع نشريه داريم: يكي علمي پژوهشي و ديگري علمي ترويجي و اينها متأسفانه هر دو بد تعريف شده‌اند. علمي ترويجي دقيقاً همان است كه شما الان به آن اشاره مي‌كنيد، يعني نشريه‌اي براي لايه‌هاي پايين‌تر و با زباني ساده‌تر بدون اينكه از علميت آن كاسته شود. اين وظيفه نشرية علمي ترويجي‌ست. و حالا سال‌هاست كه من صحبت مي‌كنم و اين را مي‌گويم ولي اين هدف هنوز آن‌چنان تحقق نيافته است و حالا اگر هدف ما اين نشريات باشد بايد سياست ما هم در همين راستا تعريف شود. به گمان من شما بايد از نويسندگان مطالب و مقالات در نشريات تخصصي بخواهيد يا از افراد ديگر كه توان آن را دارند تا مطالب كاملاً تخصصي را با زباني ساده‌تر بنويسند و شما آنها را منتشر كنيد. خلاصه آنكه تكليف يك نشريه بايد كاملاً روشن باشد.

- خب اينها نكاتي‌ست كه ما حتماً در ادامة كار به آنها توجه خواهيم كرد. سؤال ديگرم را اينگونه مطرح مي‌كنم كه متخصصان و اساتيد يك رشته تلاش مي‌كنند تا بدنة آن حوزه هر روز ورزيده‌تر شوند و هر روز حرفه‌‌اي‌تر عمل كنند و هر روز صحيح‌تر كارشان را پيش ببرند، اما اين «بدنه» نيز مشكلات، پرسش‌ها و مسائل خاص خود را دارد كه اساتيد و متخصصان بايد از آن مطلع باشند براي اينكه شايد راه‌حل و كليد باز شدن بعضي از قفل‌ها در دست متخصصان سطوح بالا باشد، حالا به نظر شما وجود و حضور يك رسانه در اين ميان چه كمكي به اين امر مي‌كند؟ و اينكه ارتباط «بدن» با «سر» مي‌تواند به پيشبرد مسائل كمك كند؟

* بله، ولي باز شما وجه خبرنامه‌اي مطلب را مدنظر قرار داده‌ايد و همه اينها كه گفتيد درست است اما اگر اين كار در قالب يك كار پژوهشي انجام شود يك رويكرد دارد و اگر صرفاً نظرخواهي باشد بستر ديگري مي‌طلبد، اينكه من گفتم ما بايد تكليف خودمان را مشخص كنيم به همين دليل است. اجازه دهيد بگويم كه خبرنامه‌‌هايي بودند كه به‌صورت خبرنامه شروع كردند و در ادامه به سمت نشريه علمي حركت كردند، يعني هم خبر داشتند و هم مقالة تخصصي و اين نشان‌دهنده آن بود كه دست‌اندركاران آن خبرنامه‌ها مختصات خبرنامه را به عنوان يك نشريه اثرگذار قبول نداشتند و براي همين به آن مقالات تخصصي را تحميل كردند كه اين كار زشتي‌ست، چرا كه يا ما مي‌دانيم اين را براي چه تهيه مي‌كنيم و چه بايد انجام دهيم و يا نمي‌دانيم و در صورتي كه مي‌دانيم بايد تا آخر كار جلو برويم و شرايط آن را نيز فراهم كنيم ولي اگر نمي‌پسندیم و فكر مي‌كنیم که  اشتباه كردیم بايد برویم سراغ يك نشرية ديگر. اين حالت كه بين دو نوع نشريه به سر ببريم گاه مسأله‌ساز است. و در واقع مجله ترويجي كه من مي‌خواهم بگويم ما متأسفانه نداريم خودش يك عرصه است. تحقيق كرده‌اند و به اين نتيجه رسيده‌اند كه افرادي كه خود مطالب و مقالات علمي مي‌نويسند اكثراً قادر نيستند كار خودشان را به زبان ساده‌تر لايه‌هاي پايين‌تر بنويسند و بعد عده‌اي هستند كه اين هنر را دارند مانند آسيموف. اينها كساني هستند كه مي‌توانند زبان انيشتين را به زبان قابل فهم نوجوانان نيز تبديل كنند. هميشه كساني كه هم مولد و مروج علم باشند پيدا مي‌شوند اما خيلي‌ها نيز اين‌طور نيست و ما بايد گروهي داشته باشيم كه هم زبان سنگين علمي را بشناسد و هم زبان لايه‌هاي مياني‌تر را تا بتواند براي آنها مسائل را تبيين كند. شبيه اين كاري كه مي‌گويم در فرهنگ‌نامه كودكان و نوجوانان ديده مي‌شود. و حالا سؤال من اين است كه شما در كجا مي‌خواهيد قدم بزنيد. مي‌خواهيد خبرنامه باشید يا ترويجي به اين معنا كه من توضيح دادم؟ متأسفانه ما نشريه ترويجي در اين شكل نداريم و اگر كسي ايثارگرانه قدم پيش بگذارد با اين مفهوم كه من گفتم و يك نشريه ترويجي راه بيندازد نه تنها دررشتة ما كار نو كرده است بلكه در نظام نشر مجلات ما نيز كار جديدي انجام داده است.
 
- خب همانگونه كه گفتم «شيرازه» با يك اهداف خاصي متولد شده است اما شايد در ادامه فضايي كه قرار است در آن قدم بزنيم را واضح تر و مشخص‌تر كنيم. با اينكه آنچه مدنظر شما بود را دريافت كرده ولي به نظر شما اصلاً نمي‌شود هم شكل خبرنامه داشت و هم ترويجي؟

* به نظر من نمي‌شود و مخالفم.
 
- خب حالا بريم سراغ يك موضوع ديگر و اينكه بسترهاي الكترونيكي چه فرصت‌ها و تهديدهايي براي ما به‌وجود مي‌آورند؟

* بستر الكترونيكي اتفاقاً خودش يك بستر ترويجي است و من نمي‌دانم آيا شما در شيرازه فضايي براي «نقد» پيش‌بيني كرده‌ايد؟
 
- بله ما بخشي مستقل داريم كه در آن به نقد و معرفي مي‌پردازيم.

* خب اين خيلي خوب و مهم است.
 
- آقاي دكتر ما در شيرازه بخش يادداشت، گفتگو، مقاله، گزارش، معرفي و نقد، خبر، و حتي طنز هم داريم كه در همه اين بخش‌ها از سطوح مياني تا بالاترين سطوح جامعه كتابداري ايران با ما همكاري كرده‌اند و تلاش كرده‌ايم تا با صراحت و صداقت قدم برداريم و در حقيقت اين فرصت را براي همه مهيا مي‌كنيم تا هر كس هر حرفي دارد بزند چون اعتقاد داريم اين گفت‌وشنودها حتماً در آينده ثمرة مثبت و روشني خواهد داشت.

* بله همينطور است قطعاً تأثير خواهد داشت.
 
- براي آخرين سؤال از شما مي‌خواهم كه به مخاطبان ما به خوانندگان شيرازه بگوييد كه چگونه ما را نقد كنند، به آنها بگوييد كه چگونه مي‌توانند حفره‌ها و خلاءهاي ما را شناسايي و به ما انتقال دهند.

* در حال حاضر در نظام الكترونيكي مخاطب مي‌تواند راحت اظهارنظر كند و بلافاصله پس از خواندن مي‌توانند نظر خودشان را بيان كنند. در نظام چاپي وقتي شما حرفي مي‌زنيد و كسي بخواهد شما را نقد كند بايد منتظر شماره بعدي شود يا در رسانة ديگري اين كار را انجام دهد، ولي محيط الكترونيك اينگونه نيست. الان نشريات علمي پژوهشي الكترونيك، مخالفاني دارد كه معتقدند كه چون مطالب داوري قبل از نشر نمي‌شود ايراد دارد. اما موافقان مي‌گويند اگر هم داوري پيش از ورود نشود اما داوري پس از نشر مي‌آيد و در اين صورت به جاي 3 يا 4 داور ما با تعداد بيشتري از داوران سروكار داريم كه مي‌توانند مقاله را نقد و تصحيح كنند. منظورم اينست كه يك‌سري ارزش‌ها در دنياي چاپي در حال حاضر در دنياي الكترونيك دچار دگرگونی شده است هم از نظر تقدم و تأخر و هم از نظر افرادي كه داوري مي‌كنند، در دنياي چاپي شما به يك دانشجوي ساده اجازه داوري نمي‌دهيد اما در دنياي الكترونيك اين فرصت به همه داده مي‌شود و اينها همه نكات مثبت محسوب مي‌‌شود. بنابراين مرزها فرو ريخته است. اينكه چه كسي نظر بدهد و داوري كند فرو ريخته است، اينك چه زماني داروي كند فرو ريخته است و اينها يافته‌هاي نويي است كه محصول محيط جدید است.
 
- از اينكه مثل هميشه به ما فرصت داديد سپاسگزارم.

* من هم متشكرم
 


هرگونه برداشت با ذکر مأخذ مجاز است. نظرات نویسندگان لزوما" نظر شیرازه نیست.