اسكله‌ی بندر عباس در زمان افتتاح

به مناسبت هفتم آذر، روز نيروی دريائی
منشأ سند: نوبخت، پاكت 1047
رنگ: سياه و سفيد

قطع :25/5×20/5
تاريخ:آبان 1346؛

محل: بندر عباس؛

عكاس: -

صراحت کلام مرحوم مدرس

یکی از ویژگی‌های مرحوم مدرس، صراحت ایشان بود. او، بدون تعارف سخن حق خود را با صدای بلند بیان می‌کرد؛ به‌ویژه اگر طرف مقابل می‌خواست ظاهرسازی و مردم‌فریبی کند.
فرزند مرحوم مدرس، می‌گوید: «رضاخان در اول خیابان سپه، محوطه‌ي بزرگی را که به نام باغ ملی بود، تعمیر و بازسازی کرده، مراسم نظامی را در آن برگزار می‌کرد. او در بالای سردر بزرگ آن، مجسمه‌ي نیم‌تنه‌ای از خود نصب نمود که مانند دو مجسمه از پشت به هم چسبیده بود، که هم از بیرون شمایل تمام صورت او را داشت و هم از درون.
روزی برای مراسمی، مدرس را دعوت کردند. من هم همراه ایشان بودم... . وقتی رسیدیم، رضاخان از شهید مدرس پرسید: «حضرت آقا! درب ورودی را هم ملاحظه فرمودید؟
آیت‌اللّه مدرس گفت: «بله، مجسمه‌ي شما را هم دیدم؛ درست مثل صاحبش دو رو دارد. رضاخان، از شرم و ناراحتی تا پایان مجلس دیگر سخنی به زبان نیاورد.»
منبع:
http://www.hawzah.net/FA
منبع عكس: مؤسسه‌ی مطالعات تاريخ معاصر ايران

تصويب‌نامه‌ی هيئت وزيران، در باره‌ی «اساسنامه‌ی شورای دريائی»سندي كه در اين شماره و به مناسبت هفتم آذر، «روز نيروي دريائي» قصد معرفي آن را داريم، با شماره‌ي 240008846 در مخازن آرشيوي معاونت اسناد نگهداري مي‌شود.
سند، حاوي تصويب‌نامه‌ي هيئت وزيران، در باره‌ي اساسنامه‌ي شوراي دريائي است...

معرفی كتاب «تقويم تاريخ دفاع مقدس، جلد يكم؛ زمینه‌های بروز جنگ»اين كتاب، همراه با پنج مجلد ديگر، به همت دفتر پژوهش‌هاي نظري و مطالعات راهبردي نداجا، و به منظور اطلاع رساني تخصصي در زمينه‌ي تبيين نقش نيروي دريائي ارتش جمهوري اسلامي ايران در طول هشت سال دفاع مقدس، نگارش يافته است.
جلد اول، با عنوان «زمينه‌هاي بروز جنگ»، از يك پيشگفتار و پنج بخش تشكيل شده است...

مراسم سرسورهمن، اول پيش يك خانمي كه يك مكتب‌خانه‌ي خوبي داشت و دخترها و پسرها در آن مكتب‌خانه با هم بودند، مي رفتم. به او مي گفتند «آقا باجي». شوهر ايشان، مرحوم ميرزاحسن مخلص، چند تا از بچه‌ها را - كه ديگر نمي بايست با دختران و پسران ديگر در مكتب به صورت مختلط مي‌بودند - پيش خودش برد. او هم يك مكتب‌خانه‌ي بزرگي داشت و دو اتاق پر از شاگرد بود. در آن‌جا شروع كردم به خواندن پنج الحمد-جزء آخر قرآن را پنج الحمد مي گفتند...

اخبار آرشيو ملي اخبار آرشيو هاي ايران اخبار آرشيو هاي جهان